ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : یکشنبه, ۲۹ بهمن , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۰۱:۳۸
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / حوادث > اقدام زشت و بی شرمانه پسر جوان بعد از بیهوش کردن دختر خاله اش

اقدام زشت و بی شرمانه پسر جوان بعد از بیهوش کردن دختر خاله اش

مجله اینترنتی نکته نیوز : پسرخاله ام آتش بیار معرکه شده بود و هر موقع که فرصتی پیدا می کرد پشت سر شوهرم بد و بیراه می گفت. به گزارش سرویس حوادث "جام نیوز"، ...

مجله اینترنتی نکته نیوز : پسرخاله ام آتش بیار معرکه شده بود و هر موقع که فرصتی پیدا می کرد پشت سر شوهرم بد و بیراه می گفت.
هتک حرمت اقدام بسیار زشت وزننده پسر جوان با دختر خاله اش

به گزارش سرویس حوادث “جام نیوز”، افسوس که من نمی دانستم او با این حرف ها چه نقشه پلیدی در سر دارد.

زن جوان در دایره اجتماعی کلانتری ۲۰مشهد افزود: ۴سال قبل با پسر یکی از اقوام ازدواج کردم ولی از روز اول زندگی مشترک خود با شوهرم اختلاف داشتم. متاسفانه شریک زندگی ام مردی بی احساس و خونسرد و بی تفاوت است و همیشه با نیش و کنایه مرا در حضور دیگران تحقیر می کند.

او چندبار مرا جلوی چشمان مادرم کتک زد و این مسئله باعث شد تا خانواده ام از او دلگیر شوند و پسر خاله ام که همیشه نسبت به من و خانواده ام ابراز محبت می کرد می خواست با شوهرم درگیر شود.

اما من اجازه ندادم و گفتم با وجود یک بچه کوچک دوست ندارم زندگی ام را از دست بدهم. زن جوان افزود: من و شوهرم امروز ظهر مثل همیشه با هم جر و بحث کردیم و او دوباره مرا کتک زد.

با چشمانی گریان به خانه پدرم رفتم اما هیچ کس خانه نبود و به ناچار به خانه خاله ام رفتم.

پسرخاله ام با دیدن چشم های گریانم پرسید چه اتفاقی افتاده است و اگر شوهرت دست روی تو بلند کرده باشد خودم به حساب او می رسم و … درحالی که سرگیجه عجیبی داشتم و سرم از شدت درد داشت منفجر می شد از کمال خواستم تا خونسردی خودش را حفظ کند.

پسر خاله ام که در خانه تنها بود بلافاصله یک عدد قرص و لیوان آب را به دستم داد و گفت: این قرص را بخور تا سردردت آرام شود.

در این لحظه بغض زن جوان ترکید و او با گریه گفت: متاسفانه با خوردن این قرص به خواب عمیقی رفتم و وقتی به هوش آمدم متوجه شدم پسرخاله ام که همیشه ادعا می کرد پشتیبان و حامی  ام است از من سوء استفاده کرده است و…

می خواستم کمال را بکشم اما او که می ترسید همسایه ها یشان متوجه سروصداهایم بشوند فرار کرد و من به اینجا آمدم تا ببینم چه خاکی باید بر سرم بریزم.ای کاش به جای مطرح کردن مشکلات زندگی ام در بین اقوام و آشنایان به نزد یک مشاور خانواده می رفتم و از پدرو مادرم راهنمایی می خواستم تا این اتفاق شوم برایم به وجود نمی آمد.

من و همسرم باید هر دو رازها و مهارت های زندگی مشترک را یاد می گرفتیم و به همدیگر احترام می گذاشتیم. افسوس و صد افسوس که راه زندگیمان را اشتباه رفتیم.یادآور می شود ماموران کلانتری ۲۰مشهد در پی اظهارات این زن جوان متهم پرونده را دستگیر کردند و تحقیقات در این باره هم چنان ادامه دارد.

صبح خراسان