ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : شنبه, ۴ آذر , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۰۳:۵۴
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / جامعه, حوادث > آمار از رشد بی‌امان بیماری ایدز

آمار از رشد بی‌امان بیماری ایدز

تبریز، همزمان با 14 آذر، روز داوطلب همایشی با عنوان «آشنایی با آسیب‌های اجتماعی ناشی از ایدز» توسط موسسه خیریه نیکوکاری تبریز برگزار شد که این بار برخلاف خیلی از دورهمی‌های دیگر خبری از سخنرانی‌ها ...

تبریز، همزمان با 14 آذر، روز داوطلب همایشی با عنوان «آشنایی با آسیب‌های اجتماعی ناشی از ایدز» توسط موسسه خیریه نیکوکاری تبریز برگزار شد که این بار برخلاف خیلی از دورهمی‌های دیگر خبری از سخنرانی‌ها و پشت تریبون رفتن‌های هیچ مسئول استانی نبود و تنها عده‌ای با یک دغدغه مشترک در اینجا جمع شده بودند.

ظاهرش خیلی عادی است. مثل تمام آدم‌های دیگری که هر روز در کنش‌های شهری و اجتماعی از کنار ما می‌گذرند. وقتی می‌گوید 10 سال است سیستم ایمنی بدنش مبتلا به اچ.آی.وی شده بی‌اختیار کمی عقب‌تر می‌آیم و در کسری از ثانیه تمام دانسته‌هایم از راه‌های انتقال، در تلاقی با این اولین تجربه‌ هم‌صحبتی ناپدید می‌شود.

آقای میم در مورد چگونگی مبتلا شدن به ایدز می‌گوید: سال‌ها پیش اعتیاد داشتم و خودم سعی می‌کنم اینطور باور داشته باشم که از طریق تزریق با سرنگ آلوده این اتفاق افتاده است. بعدها که اعتیاد را ترک کردم پس از مدت کمی متوجه بیماری‌ام شدم.

او از طرد شدن‌‌های اجتماعی در طی این سال‌ها خاطره چندان خوبی ندارد و می‌گوید 10 است که حسرت بوسیدن دست پدر و مادرش مثل داغی بزرگ روی دلش سنگینی می‌کند چرا که اعضای خانواده فکر می‌کنند با کوچک‌ترین تماس فیزیکی، آنها هم به جمع اچ.آی.وی مثبت‌ها می‌آیند.

ولی این تمام ماجرا نیست و آقای میم 43 ساله که به خاطر ازدواج سال 80 اعتیاد را ترک کرده بود، حالا این ویروس را به همسرش هم انتقال داده است و این زوج با یک درد مشترک به همراه فرزند کوچک‌شان زندگی می‌کنند. خوشبختانه با وجود پدر و مادر مبتلا، اچ.آی.وی به او نرسیده و دنیای کودکانه خود را حفظ کرده است.

میم با اشاره به اینکه جز فرزندش تمام اطرافیان از بیماری‌اش مطلع هستند، ادامه می‌دهد: من حتی «یک میلیون بار بیشتر زیر خط فقر هستم». به دلیل بیماری به امثال من اجازه کار نمی‌دهند و تمام درآمدم در 52 هزار تومانی که کمیته امداد به طور ماهانه می‌دهد، خلاصه شده است.

او از اینکه تمام فعالیت ان.جی.او ها و مراکز مربوط به ایدز تنها شامل بخش آموزشی می‎‌شود هم دل خوشی نداشته و می‌گوید: هر سال تنها آذر ماه یاد ما می‌افتند و از امثال من صحبت می‌شود و انگار با پایان آذرماه و تمام شدن روز ایدز، مشکلات ما تمام می‌شود. اگر به یکی از مراکز خیریه و حمایتی بروم و درخواست کمی کمک مالی داشته باشم کسی توجه نمی‌کند و فقط می‌گویند ما می‌توانیم خدمات آموزشی ارائه دهیم. خب این آموزش‌ها را که حالا خودمان هم می‌دانیم.

وقتی از (م.م) می‌پرسم با وجود ارتباط نزدیک با اچ آی وی مثبت‌ها فکر می‌کند چند نفر مبتلا به ایدز در آذربایجان‌شرقی زندگی می‌کند، می‌گوید: چند بار من در جاهای مختلف از آمار واقعی مبتلایان حرف زده‌ام و پس از آن تا یک ماه رفتار پزشکم با من تغییر کرده چرا که معتقدند نباید این آمار را عمومی کرد. اما به نظرم بیش از آمار بیان شده نفر مبتلا به ایدز در استان ما زندگی می‌کنند.

1391120515532882_PhotoL 13910911133643716_PhotoL 13920811173119153_PhotoL

مرتضی سعادت‌خواه، دبیر علمی این همایش ولی آمار مبتلایان به ایدز شناسایی شده در استان را 400 نفر عنوان کرده و می‌گوید: از این تعداد هم تا امروز 100 نفر فوت کرده‌اند و در بین افراد فعلی هم زنان سهم 10 درصدی از مبتلایان به ایدز در استان دارند.

این کارشناس مرکز بهداشت آذربایجان‌شرقی ادامه می‌دهد: مبتلایان به ایدز از دریافت امکانات درمانی، خدمات اجتماعی و مهم‌تر از همه اشتغال شرایط مطلوبی ندارند و بهتر است مردم بدانند که اگر ما این افراد را طرد کنیم این واکنش‌ها منجر به پنهان ماندن بخش زیادی از مبتلایان در لایه‌های زیرین جامعه می‌شود.

وقتی از وی سئوال می‌کنم که تا امروز برای مشکل اشتغال این بیماران با مسئولان محلی رایزنی‌هایی شده، می‌گوید: ان.جی.او ها در این زمینه فعالیت‌هایی را آغاز کرده‌اند ولی ما بیشتر طالب مشارکت‌های مردمی هستیم.

سعادت‌خواه ادامه می‌دهد: موارد انتقال جنسی طی 10 سال گذشته در کشور و آذربایجان‌شرقی 10 برابر شده و از سه درصد علت ابتلا به ایدز به بیش از 30 درصد افزایش یافته است که این نشان می‌دهد حتی با وجود تم مذهبی غالب در استان ما، نمی‌توان به این مسائل متکی بود چرا که دیدگاه‌های قشر جوان ما خیلی متفاوت‌تر از گذشته است.

***

33 ساله است ولی اندام ریز نقش‌اش کمتر از این را نشان می‌دهد. امیر هم از طریق تزریق با سرنگ آلوده مبتلا به ایدز شده و حالا 10 سال است که از نزدیک با مشکلات و سختی‌های اچ آی وی مثبت بودن دست و پنجه نرم می‌کند.

او می‌گوید: خانواده‌ام اعتیاد داشتند و در چنین شرایطی من هم از 14 سالگی شروع به مصرف مواد مخدر کردم. همان 10 سال قبل بعد از اینکه متوجه بیماری‌ام شدم اعتیاد را ترک کردم و الان چیزی مصرف نمی‌کنم.

امیر ادامه می‌دهد: برخلاف دیگران من در برخوردهای اجتماعی مشکل چندانی ندارم و حتی خانواده‌ هم بیماری‌ام را قبول کرده‌اند. تنها مشکل من بیکاری است.

***

در این بین دکتر پریچهر احمدی، رئیس بیمارستان زکریای تبریز هم افزایش آمار مبتلایان به ایدز از طریق روابط جنسی محافظت نشده که از سه درصد به 35 درصد جهش داشته را زنگ خطری عنوان می‌کند که نباید به راحتی از کنار آن گذشت.

این عضو هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی تبریز به نقش آموزش و پرورش به عنوان نهادی برای ارائه آموزش‌های صحیح اشاره کرده و ادامه می‌دهد: آموزش و پرورش در آموزش روابط جنسی صحیح نقش بسیاری دارد چرا که اگر چنین ارگان‌هایی این وظیفه را انجام ندهند متاسفانه با تبعات عدم آموزش و یا آموزش این مسائل از طریق افراد ناآگاه به نوجوانان و جوانان رو به رو خواهیم بود.

رئیس بیمارستان زکریای تبریز اضافه می‌کند: نگرش منفی مربیان آموزشی راجع به صحبت درباره ایدز مشکلی دیگر است که باید از طریق تعامل بین مدارس و مشاوره این موارد را بر طرف کرد.

این متخصص مغز و اعصاب همچنین با اشاره به نقش نیروهای انتظامی در ارائه این آموزش‌ها، می‌گوید: ارگان‌های نظامی به مدت دو سال جوانان پسر ما را در اختیار دارند که همین می‌تواند بهترین زمان برای آگاه‌سازی این جوانان باشد.

همایش آشنایی با آسیب‌های اجتماعی ناشی از ایدز محفل خوبی بود برای گفتن و شنیدن از حرف‌هایی که انگار طبق یک قانون نانوشته صحبت از آنها در جامعه تبدیل به تابویی خطرناک شده است. ولی شاید نکته جالب ماجرا جایی باشد که در بین جمعیت زیاد استقبال کننده از این محفل خودمانی، از مسئولان استانداری، دانشگاه علوم پزشکی، بهزیستی و سایر نهادهای مربوطه که در ظاهر شیوع ایدز برای آنها به عنوان زنگ خطر، باید دغدغه‌ای کلان باشد هیچ خبری نبود.

حالا در این سکوت ندیدن و نشنیدن‌ها، ایدز نه مثل گذشته آسه‌آسه، که با شتابی بیشتر و با تغییر رویکردی خطرناک تر در لایه‌های زیرین همین شهر رشد می‌کند، مبتلا می‌کند و منتقل می‌شود.

هم 400 بیماری شناسایی شده‌ی مبتلا به ایدز در آذربایجان‌شرقی به گواه آمارهای رسمی و هم بیش از سه هزار بیمار خاموش در همین نزدیکی زندگی می‌کنند و این ندیدن‌ها و نشنیدن‌ها شاید جز شتاب هر چه بیشتر ویروس اچ آی وی حاصلی نداشته باشد.

هر روز چندین نفر مثل آقای الف و امیر و…در پیاده روهای همین شهر از کنار ما رد می‌شوند و با هزار دغدغه‌ از بیکاری گرفته تا طرد شدن‌های اجتماعی شاید بی‌حواس تنه‌ای هم به ما بزنند.

ایدز خطری بالقوه است که اگر از آن غفلت شود می‌تواند آینده هر کشوری را با مشکلات جدی مواجه ‌کند و تمام دستاوردهای بهداشتی درمانی آن کشور را در مدتی کوتاه بر باد دهد. برای جلوگیری از این اتفاق در تمام دنیا برای کنترل این بیماری دستگاه‌های مختلف با همکاری بین بخشی مشارکت می‌کنند.

سال 1981 میلادی (خرداد سال‌1360) برای اولین بار پزشکان بیماری جدیدی را کشف کردند که به خاطر مجموعه علائم ناشناخته، ‌آن را نشانه‌های نقص ایمنی اکتسابی یا به طور مخفف ایدز نام‌گذاری کردند. ایدز برای اولین بار در آسیا به سال 1990 در تایلند مشاهده شد.

روبان قرمز شکل ساده‌ای دارد؛ خط منحنی بالا می‌رود، پیچ می‌خورد و با شیبی ملایم پایین می‌آید. شاید برای همین امروز دیگر همه آن را می‌شناسند. روبانی که 23 سال است که نماد مقابله با HIV ایدز است.

تاریخچه این روبان به بهار سال 1991 برمی‌گردد. 10 سال پس از کشف HIV ایدز.

***

بهار 1991، گالری 122 PS نیویورک میزبان 12 هنرمند بود، آن‌ها عکاس، نقاش، طراح لباس و فیلم‌ساز بودند. این گروه دوسال قبل از این تاریخ تشکیل شده بود. در اواخر دهه هشتاد، زمانی که ترس از این بیماری در سراسر جهان بیشتر و بیشتر می‌شد.

نام این گروه «ویژوال ایدز» بود، جمعی متشکل از هنرمندان مختلف که هدف آن‌ها استفاده از هنر برای مقابله با ایدز و حمایت از هنرمندانی بود که با HIV زندگی می‌کنند. در جلسه آن روز بهاری، پس از ساعت‌ها تبادل افکار، 12 هنرمند، ایده ساده‌ای را مطرح کردند؛ روبانی قرمز که بعد‌ها به عنوان شناخته شده‌ترین نماد حمایت از بیمارانی که با HIV زندگی می‌کنند، تبدیل شد. «ما می‌خواستیم چیزی به‌وجود بیاوریم که هم راحت در ذهن مردم جا بیفتد وهم به سهولت تولید شود.»

این را پاتریک اوکنیل یکی از شرکت کنندگان در آن جلسه می‌گوید. او درباره سادگی ساختن یک روبان قرمز ادامه می‌دهد: خیلی ساده است، شما می‌توانید یک تکه روبان به اندازه 15 یا 16 سانتی متر ببرید، آن را دور انگشتتان بچرخانید و یک سوزن به محل تقاطع بزنید. هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد.

زمانی که آن‌ها در می ‌1991 در آن گالری دور هم جمع شدند، همه به دنبال تشویق مردم به صحبت درباره بیماری بودند که به دلیل خجالت و تفاوت‌های اجتماعی تاثیری به شدت منفی بر روابط اجتماعی و کاری می‌گذاشت. روبان قرمز در روزهایی متولد شد که بسیاری از بیماران مبتلا به ایدز بدون اینکه به دوستان خود بگویند که به چه بیماری مبتلا هستند، می‌مردند. آن گروه از هنرمندان به دنبال بیان تجسمی همدردی با بیمارانی بودند که با HIV ایدز زندگی می‌کنند.

ایده ساده روبان قرمز، یک شروع بود، شروع راهی که با پیشرفت پزشکی، مردم را به گفتگو درباره بیماری ناشناخته تشویق می‌کرد و مبتلایان به HIV را به جامعه باز می‌گرداند.