ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : جمعه, ۲۶ آبان , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۲۳:۱۴
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / طنز و سرگرمی > سال۱۴۰۴ازنگاه یک طنزپرداز

سال۱۴۰۴ازنگاه یک طنزپرداز

  - عجيبه واقعاً! مگر نه؟- آره!- حاصل ضرب دودوتا، چهاره!چهارتا فصل سال‌مون بهارهآخه چه قرنيه؟ چه روزگاره؟- سال هزار و چارصد و چهاره   تموم چاله چوله‌ها پُر شدهخوب بخورين كه سوله‌ها پر شدههي بشورين كه لوله‌ها ...

سال۱۴۰۴ازنگاه یک طنزپرداز
سال۱۴۰۴ازنگاه یک طنزپرداز

 

– عجيبه واقعاً! مگر نه؟
– آره!
– حاصل ضرب دودوتا، چهاره!
چهارتا فصل سال‌مون بهاره
آخه چه قرنيه؟ چه روزگاره؟
– سال هزار و چارصد و چهاره

 

تموم چاله چوله‌ها پُر شده
خوب بخورين كه سوله‌ها پر شده
هي بشورين كه لوله‌ها پر شده
تازه، آبش هميشه پرفشاره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

عدله كه داد مي‌زنه تو هر ديار:
«يكي شده قيمت موز و خيار
آي خونه‌دار! زنبيلُ وردار بيار!»
فقره كه داره زنبيلُ مياره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

هزارتا فكره پشت هر تريبون
مردا تميزن؛ نه به زور صابون!
هيچ زني واينميسته تو خيابون
اگر كه وايسه، منظوري نداره
سال هزار و چارصد و چهاره

ا

گر سوال كني، جواب مي‌رسه
ماهي سه‌بار «روز كتاب» مي‌رسه
از همه‌جا بوي كباب مي‌رسه
حتي از اون خونه‌ي نيمه‌كاره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

كتابا از مميزي رد شدن
هفتگيَم چاپ مجدد شدن
تيراژا صدهزار و پونصد شدن
كتاب توي زنبيل خانواره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

حادثه‌ي بدي نمي‌شه حادث
خبرنگار سرويس حوادث
زده تو كار سرويس مدارس
پياده بوده و حالا سواره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

قصه عوض،بدل شده به قرآن!
بازار چين افتاده دست ايران
بگو با چي!؟… نسل جديد پيكان!
تازه دوتا بوق اضافه داره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

خط‌بازيا گُم شد و خط عوض شد
دُرستايي كه بود غلط، عوض شد
خلاصه، فرهنگ لغت عوض شد
عمل ديگه معادل شعاره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

تموم قُفلا از كليد نوشتن
كليشه‌ها حرف جديد نوشتن
سياسيا شعر سپيد نوشتن
حرف حساب انگاري پرشماره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

به تَه رسوندن همه ‌آغازا رو
دارن هواي طنزپردازا رو
تلويزيون نشون مي‌ده سازا رو
كاري نداره كه دفه يا تاره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

محله‌ي ما پُرِ باسواده
چيزي كه نيس – جون تو! – اعتياده
جمعيتَم در حال ازدياده
اينا همش مايه‌ي افتخاره
سال هزار و چارصد و چهاره

 

صفحه‌ي يك، تيترُ زده: عدالت!
صفحه‌ي دو، تيترُ زده: كسالت!
صفحه‌ي سه، تيترُ زده: خجالت!
«خبرندار»ه يا «خبرنگار»ه؟!
سال هزار و چارصد و چهاره

 

زندونا تعطيله؛ بيا تماشا!
كارخونه تكميله؛ بيا تماشا!
موقع تحويله؛ بيا تماشا!
– تحويل چي؟
– تحويل سال، دوباره
سال هزار و چارصد و چهاره


يواش‌يواش وارد گلزار شدم
يا شايدَم وارد بازار شدم
به صورتم آب زد و بيدار شدم
آبي كه زد به صورتم چه بد بود!
سال هزار و سيصد و نود بود!

 

سال۱۴۰۴ازنگاه یک طنزپرداز دانلود