ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : شنبه, ۴ آذر , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۰۳:۵۱
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / خبر ويژه > قتل جوان 23 ساله توسط دو دوست / کدام یک ضربه کاری را زده است

قتل جوان 23 ساله توسط دو دوست / کدام یک ضربه کاری را زده است

قتل جوان 23 ساله توسط دو دوست / کدام یک ضربه کاری را زده است به گزارش مجله اینترنتی نکته نیوز : با نقض حکـــم قصاص دو دوست که در بوستـان معـلـم دســـت به جنـــایت زده ...

قتل جوان 23 ساله توسط دو دوست / کدام یک ضربه کاری را زده است

به گزارش مجله اینترنتی نکته نیوز : با نقض حکـــم قصاص دو دوست که در بوستـان معـلـم دســـت به جنـــایت زده بودنـــد آنهـــا دیروز بار دیــگر پای میـز محاکمه ایــســتـــادنـــد. دو متهـم حاضر نشـــدنـــد پیمان رفاقـــت چندیــن ساله را بشکـنـنـــد و هر کدام خودشـان را عامل اصــلــی قتــل معرفـی کردنـــد.قتل جوان 23 ساله توسط دو دوست / کدام یک ضربه کاری را زده است

به گزارش گروه جنایـــی رکـــنا، ساعـت 20 شامگاه بیـست و هشـــتــم شهریور 91 به کلــانـتـــری 11 شهـــرقـدس خبــر رسید جدال سه پســـر در بوستان معلم در خیـابـــان گودرزی شمــالـی به خون کشـیده شده و پسر 23سالـه ای به نام علــیــرضا زخـمی و به بیــمــارســتـــان 22بهمـن منــتــقـــل شده است. پلـــیس Police وقتــی به بیمارستان مورد نظــر رفـــت دریـافت پسـر جوان به خاطـــر شدت خونریـــزی جان سپرده است. به ایــن ترتـــیـب تحقـــیـــقات آغــاز شد. شواهـد نشــان می داد علیرضـا در جدال با دو پسر به نام های مهـــدی و فرهاد از پا درآمده است. ردیــابــی متهـــان که به مکـــان نامـــعـــلومی گریخته بودند در دســـتور کار پلیــس قرار گرفـــت اما پلــیـــس ردی از آنان به دست نیــاورد.

یکـســال از جنــایـت Crime خونیـن گذشتـه بود که به پلـیــس خبر رســیـد مهدی به خانه پدرش بازگــشـتــه است. به ایـــن ترتیـــب این پسر 22ساله شامـگاه هشتــم مهر 92 در خانـه پدرش بازداشت شد و مخــفیگاه فرهـاد را هم لو داد.

مهـدی گفـت: بیست و هفــتـــم شهریور با «علـــیـرضــا» درگـیر شدم و به او سیـلـــی زدم امـا روز بعد وقتـــی با فرهـاد سر کوچه ایسـتـاده بودم او سر رســـیــد و ما را برای دعوا به پارک کشـاند. در پارک وقتی درگــیـری بالـا گرفت من و فرهاد با چاقو چند ضربه به علـــیـــرضـا زدیـم. صبـــح روز وقتــی فهمـیدیم علـیــرضـا در بیـمـــارستـان جان سپـرده اســـت به همـیــن خاطـــر به یکـی از روستـــاهای شمـال کشور فرار Escape کردیم .

فرهاد نیــز مشـارکت در جنایت را گردن گرفـــت. به ایـــن ترتیب دو دوست در شعبــه 113دادگـاه کیفری سابق استان تهــران پای میز محــاکـمه ایــستـادنـــد.

در آن جلـسه پدر و مادر قربــانـی برای عاملـــان قتـــل Murder پســـرشان حکم قصــاص خواستنـد.

سپـس مهدی پشت تریــبون دفاع ایـــسـتاد و در تشـــریـــح جزیــیـــات درگـــیری گفــت: یک روز قبل از کشـتــه شدن علـیرضا در خیــابـــان با او روبه رو شدم. او چپ چپ نگـاه کرد که با هم درگیر شدیم. در آن دعوا من سیـــلی به صورت علیــرضا زدم. عصر روز بعد من و فرهـــاد سر خیابـان ایــستـاده بودیــم که علیرضــا سر رســیـد. او که مشـروب خورده و مســـت بود داد و فریـــاد راه انداخــت و از ما خواســت تا برای دعوا به پارک برویم. به محـــض ایــنــکه ما به پارک معـلم رفـتـــیــم علیرضــا با چاقو به جان فرهـــاد افتـــاد. من هم چاقویی را که همـــراه داشــتم بیــرون آوردم و چنـــد ضربـه به کتــف گردن و دست علـــیرضــا زدم. وقتـی او روی زمین افــتــاد فرهاد هم یک ضربه چاقو به گردنــش زد.

ایـــن پسـر ادامــه داد: باور کنـــیـــد من و دوستـــم قصــد دعوا نداشـتیم. علـیـرضـا خودش درگـــیری را شروع کرد.

فرهاد نیــز گفت: قبول دارم ضربــه ای را به گردن علیـرضـــا زدم. امـــا من هیـــچ خصومتــی با او نداشتـــم و فقـط به خاطـرمـهدی وارد دعوا شده بودم.

در پایـان جلـــسه هیات قضـــایی وارد شور شد و مهدی و فرهـــاد را به جرم Crime مشارکــت در قتـــل به قصـاص محـــکوم کرد. حکم صادره در شعـــبه چهـارم دیوان عالی کشور مهر تایید خورده بود که وکیـل متـهمان درخواســـت اعـــاده دادرســی را مطرح کرد. این بار قضــات شعــبه 11دیوان عالـی کشور پرونده را بار دیــگـــر بررسی کرده و اعــلـــام کردنــد: با توجه به نظر پزشـــکی قانونی که علـت مرگ را ضربه جسـم برنـده به گردن اعــلـام کرده اســـت و امـکان ندارد ضربــه وارد شده به گردن منتـــســـب به دو نفـــر باشد درخواســت اعـــاده دارسی را پذیرفـت. به ایــن ترتیب دو متهـم دیروز در شعـبه چهــارم دادگاه کیـــفــری یک استـــان تهـــران به ریاســت قاضی Judge اصغـــرعـــبــدالـــلــهـــی و با حضور یک مســـتشــار محـــاکــمــه شدند.

در ابـــتــدای این جلســه اولیــای دم اعـلام کردنـد حاضر به گذشت نیــستنــد. سپس دو دوست یک به یک به دفاع پرداختــنــد و ادعـا کردند ضربـه کاری را به گردن مقـــتول زده انــد. دو متــهم حاضـر نشــدنـــد پیــمــان رفـاقـــت چنــدســالـه را بشکنـــنــد و حقـــیقـــت را بگویند.

مهـدی گفت: وقتـــی دعوا بالـا گرفت هوا تاریک بود و چشمـــانم جایی را نمی دید. من ضربه کاری را به گردن علیرضا زدم.

فرهـــاد نیز گفـــت: من چیـــز زیادی از ماجــرا به خاطـــر ندارم. در آن درگیری خودم هم چاقو خورده بودم امـا به خاطـر دارم یک ضربـــه چاقو به گردن مقتول زدم.

در پایــان ایـن جلــســه هیات قضــایی وارد شور شد تا رای صادر کند.