ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : پنجشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۰۱:۳۵
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / ورزش > دختر ۲۰ ساله ای که فریب حرف های پسر ۱۸ ساله را خورد و در نهایت به قتل رسید محبوب کن - فیس نما

دختر ۲۰ ساله ای که فریب حرف های پسر ۱۸ ساله را خورد و در نهایت به قتل رسید

مجله اینترنتی نکته نیوز : متهم این پرونده جنایی در حالی که دستبندهای آهنین بر دستانش گره خورده بود در محل ارتکاب قتل، مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد. خانواده دختری ۲۰ساله به نام سوسن ...

مجله اینترنتی نکته نیوز : متهم این پرونده جنایی در حالی که دستبندهای آهنین بر دستانش گره خورده بود در محل ارتکاب قتل، مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد.

قتل1 مادرم در خانه نبود / سوسن را به خانه ام دعوت کردم

خانواده دختری ۲۰ساله به نام سوسن با مراجعه به کلانتری اعلام کردند فرزندشان مفقود شده است.

کارآگاهان در جریان تحقیقات خود متوجه شدند سوسن با پسری جوان چندبار به‌صورت تلفنی ارتباط داشته و پیامک‌هایی بین آنها ردو‌بدل شده بود. این پسر ۱۸ساله که ناصر نام دارد وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، آشنایی با سوسن را تایید کرد و گفت: «ما فقط در حد سلام و احوالپرسی با هم صحبت می‌کردیم و من هیچ اطلاعی از او ندارم.»

کارآگاهان در بازرسی از محل سکونت ناصر متوجه آثار خون در اتاق این پسر شدند و به همین دلیل او را بازداشت کردند. ناصر در دور تازه بازجویی‌ها باز هم اتهام قتل را انکار کرد و گفت: «من و سوسن با هم دوست بودیم و قرار ازدواج داشتیم. روز حادثه سوسن به خانه ما آمد و بعد از کمی صحبت خواست از آنجا برود که پایش سر خورد و به زمین افتاد. سر سوسن به دیوار خورد و او فوت شد. من که به‌شدت ترسیده بودم جنازه را در کیسه‌ای نایلونی گذاشتم، آن را از خانه بیرون بردم و در سطل زباله انداختم.»
کارآگاهان ادعای ناصر را غیرواقعی دانستند به همین دلیل به بازجویی از او ادامه دادند تا اینکه وی سرانجام به ارتکاب قتل اعتراف کرد.

او گفت: «من و سوسن وقتی همراه خانواده‌هایمان به آنتالیا سفر کرده بودیم به‌طور اتفاقی با هم آشنا شدیم و قرار گذاشتیم ازدواج کنیم. ارتباط ما در تهران هم ادامه داشت تا اینکه من تصمیم گرفتم به این رابطه پایان بدهم به همین دلیل روز حادثه وقتی سوسن به خانه‌مان آمد موضوع را با او مطرح کردم. آن زمان مادرم در منزل حضور نداشت و برادر کوچکم در اتاقی دیگر موسیقی گوش می‌داد به همین دلیل صدای ما را نشنید.

سوسن وقتی فهمید قصد ندارم با او ازدواج کنم به‌شدت عصبانی شد و مرا هل داد، من هم عصبانی شدم و او را هل دادم که سرش به لبه تختخواب برخورد کرد و بی‌حال شد. من که کنترلی بر رفتارم نداشتم سر او را چندبار دیگر به میله تخت کوبیدم و بعد با میله بارفیکس هم چند ضربه به وی زدم. بعد از مرگ سوسن جسد را در کیسه نایلونی گذاشتم و آن را در چمدانی چرخدار قرار دادم.»

جام جم