ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : دوشنبه, ۲۴ مهر , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۲۳:۵۹
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / جامعه > داستان های مستهجن و عوارض وحشتناک آنها برای پسران و دختران جامعه

داستان های مستهجن و عوارض وحشتناک آنها برای پسران و دختران جامعه

داستانی رو که میخوام واستون بگم عین واقعیته و مربوط میشه به سال گذشته. من ۲۶ سالمه و یه شرکت دارم که توش ۳۵ نفر پرسنل مشغول کارند که ۸ تاشون دخترن. و من معمولا ...

داستانی رو که میخوام واستون بگم عین واقعیته و مربوط میشه به سال گذشته. من ۲۶ سالمه و یه شرکت دارم که توش ۳۵ نفر پرسنل مشغول کارند که ۸ تاشون دخترن. و من معمولا دخترای خوب و آراسته ای رو انتخاب میکنم که بعضیاشون حدود ۳ سال سابقه هم دارند در اتاق کناری من اپراتور کامپیوتر هستند و این هم بگم که من زیاد به مسائل جنسی اهمیت نمیدادم. و آنقدر سرگرم گرفتاریهای خودم هستم که واسم اینا مهم نبود. تا اینکه یه روز از طریق نگهبانی به من اعلام کردند که یکی از مشتریهای طرف قرارداد ما برای یکی دو تا از خانوما مزاحمت ایجاد میکنه. و من اهمیت ندادم تا اینکه یک روز خانمی با همراه من تماس گرفت و گفتند که من همسر یکی از مشتریهای شما بنام آقای… هستم. و با ناراحتی درخواست کرد که چند دقیقه وقتم رو به ایشون بدم. منم گوش کردم. و ایشون به من گفت که پی برده که شوهرش چند وقتیه با یکی از منشیهای شرکتم رابطه برقرار کرده و با ارائه نشونیهایی که صحت گفته هاش رو نشون میداد از من خواست که جلوی همسرش و اون دختر رو بگیرم.منم طبق شواهدی که این خانم ارائه داد مطمئن شدم و تصمیم گرفتم این موضوع رو بررسی کنم. تا اینکه یک روز اطلاع دادن همون آقا که دوست نزدیک من هم بودند منتظر منه. و من هم دوربین مدار بسته مربوط به اتاق منشیها رو روشن کردم دیدم چه بگو و بخندی انداختند راه. پس واقعیت داشت !. صدای دوربین هم فعال کردم و از حرفهایی که رد و بدل میشد میشد پی بردم که منشی ما خودش خیلی پا میده و…. ( آره) در مورد منشیم بگم یه دختر زیبا حدود ۲۰ سال سن داره. خوش هیکل. قد بلند. با سینه های واقعا درشت ! ( اینو از مانتوی چسبونش میشد فهمید ) و بخصوص باسنی بزرگ که من تا اون روز که دو سال پیشم بود و بهش توجه نکرده بودمو بزرگیش از زیر مانتو معلوم بود!! ( از نعمتهای اطراف خود بیخبریم ). خلاصه اون روز گذشت و به قولی ما باخودمون گفتیم که چرا آقای… استفاده کنه ولی ما که حقوقش رو میدیم و بیمش کردیم و خودش دلشه استفاده نکنیم ؟ ؟ در مورد خودم بگم آدم خیلی مغروری هستم و از خودم تعریف نباشه از لحاظه چهره و هیکل خدا واسم کم نذاشته. از لحاظ مادیات هم همینطور. و مطمئن بودم اگه کسی جای من بود از این فرصت و از حضور این هشت منشی به احتمال ۹۸% استفاده میکرد. خلاصه اون شب که اومدم خونه تو کف لیلا بودم. لیلا اسم همون منشی هیکلی من بود. که تا دیروز از یه دید نگاش میکردم و از امروز براش نقشه کشیدم. شب تا صبح تمام مشکلات شرکتم فراموشم شده بود و دائم به خانم رئوفیان ( فامیلی مستعار ) فکر میکردم که چطور باهاش شروع کنم تا صبح هم تجسمش کردیم واسش چند بار کف دستی رفتیم !. نمیخواستم اول باهاش دوست بشم چون بهش با اینکار رو میدادم! تازشم اون موقع که با دختری دوست میشی خودش رو میگیره و میگه نه من مخالف این برنامه ها هستم و


نمیدونم تا بحال توی اینترنت به داستان های سک… برخورد کرده اید یا نه !؟ سوال مهم و اساسی این هست که چه کسانی و به چه منظوری این داستان ها را می نویسند !؟

عمده مسائل و نقاط حساس و قابل تامل در این نوع داستان ها ؛ سکس و خیانت به همکار و خویشان و همسایه و یا حتی مادر-خواهر-عمه-خاله را شامل می شوند. خوب با توجه به این موضوعات ؛ اهداف نویسنده و یا بهتره بگم نویسندگان این گونه داستان ها چیست؟

مطئنا” هدف سرگرم کردن و لذت بخشی و یا ایجاد حس روشنفکری و بالندگی و بلوغ در ما نیست !

تا بحال فکر کرده اید که هدف از اینگونه داستان های کوتاه و آنی و خیانت ؛ آنهم (اکثر اوقات) با محارم چیست ؟ سکس با محارم و خیانت و به دوستان و همسایگان و آشنایان و یا حتی همجنس بازی (زن با زن و مرد با مرد) چرا بایستی به صورت داستان در سرتاسر اینترنت به صورت گسترده گسترش یابد و من و شما و دیگری (که ممکنه مادر و پدر و خواهر و برادر من و شما باشند ) آن را مطالعه کنند !؟

در عمده این داستانهای سک… یک زندگی بی قید و شرط ؛ یک زندگی لذت بخش بدون مسئولیت ؛ سکس و لذت جنسی با هر کس و در هر شرایطی بدون هیچ شرم و حیایی ؛ و تن دادن به مسائل جنسی بدون هیچ مرز و قاعده و قانونی القا شده و حتی نویسندگان این گونه داستانها در صدداند تا حریم پاک خانواده را هم به این سمت و سو کشانده و فریاد بزنند که شهوت و لذت بالاتر از هرچیزی است !!!

تا به حال فکر کرده اید داستان های سکسی چگونه تاثیرات منفی بر ذهن خواننده می گذارد؟ در اکثر این داستانها رابطه جنسی شخصیت های داستان با اعضای خانواده، دوستان، اقوام همسر، دوستان خریدار یا فروشنده مغازه و … است. مطمئنا در اطراف خواننده همه این افراد زندگی می کنند و خواننده داستان ها بد گمانی اش نسبت این افراد شروع می شود و حتی در بعضی موارد به خودش این اجازه را می دهد که به جای یکی از شخصیت های داستان باشد و این اول بدبختی اش است.

انسان بدبین پرخاشگر می شود انسان بدبین بی اعتماد می شود و انسان بدبین آرام آرام بدون اینکه خودش بفهمد همه چیزش را از دست می دهد در اکثر داستانهای با این گونه موضوعات دختران جوان را شهوت پرست و بسیار مشتاق و زنان را گرم و سرشار از حس و میل جنسی و فاقد هرگونه مسئولیت قانونی و شرعی و وجدانی و مردان را سـرد و بی رمق نشان داده و در بسیاری از مواقع این زنان و دختران هستند که پیشنهاد داده و مردان هم از خدا خواسته قبول می کنند و یا اینکه در نبود جنس مخالف به خود ارضایی روی آورده و طوری وانمود می شود که حتما و بدون فوت وقت و درنگ بایستی این حس و شهوت ارضا شود. !!!

نویسندگان این مجموعه از داستانهای آلوده و با هدف ؛ تمام افراد جامعه را در تیرس خود قرار می دهند؟؟

به نظر شما چه اهداف و منافعی در ورای براندازی و شکستن اصول و اعتقادات حاکم بر خانواده هاست !؟

مطمئنا” نویسندگان این سری از داستانها و گسترانندگان آنها در جامعه و در نهایت افکارعمومی منتظر ماحصل و نتیجه آن هستند ؛ که بایستی ویران کننده و گسترده تر در جامعه ظهور کند. خانواده کوچکترین و بنیادی ترین نهاد یک جامعه است. هر رویدای که در خانواده روی دهد ؛ اگـر بررسی و علت یابی و برطرف نشود مانند یک بیماری مسری و واگیردار به تک تک خانواده ها سرایت و در نهایت بدنه جامعه را دربــر گرفته و جامعه را به سمت و سوی “نطفه هرزه” که همان رویداد اولیه در خانواده هست ؛ می کشاند.

 حال نظر شما دوست عزیز را جویا می شوم که آیا ؛ داستان های سکسی سرگـرمی کوتاهی است برای ما یا نابودی ریشه هاست !؟؟ حرف من با تو دوست عزیزی هست که شاید در حال جستجوی این دوکلمه (داستان سکسی)بوده ای: دوست عزیزم قبل از اینکه همه چیزت را از دست بدهی کمی فکر کن اگر حرف هایم دروغ بود به راهت ادامه بده و گرنه یک دعای کوچک همین لحظه به حال من کن تا هیچ وقت بدبین نباشم   

 ((خوشحال می شم نظر شما رو هم در مورد این موضوع بدونم))

داستان سکسی,داستان های سکسی,سکس با منشی شرکت,مانتوی چسبان منشی شرکت من,داستان سکسی سمیرا منشی هوسناک,داستان سکسی کیرکلفت,داستان سکسی ضربدری چوچول خیس کس کون تنگ تلنبه آبکیر,داستان کامی و مهناز و نسرین,