ماجرای وحشتناک دختری تنها که سوار ماشین شد…+18 Reviewed by Momizat on . من با خواستگارم که دو ماه بود با هم آشنا شده بودیم کنار جنگل قرار داشتیم موبایل آنتن نمیداد و من کمی ترسیده بودم  راﻩ اﻓﺘﺎدم ﺗﻮ دل ﺟﻨﮕﻞ، راﺳﺖ ﺟﺎدﻩ ﺧﺎﮐﯽ رو ﮔﺮﻓﺘﻢ من با خواستگارم که دو ماه بود با هم آشنا شده بودیم کنار جنگل قرار داشتیم موبایل آنتن نمیداد و من کمی ترسیده بودم  راﻩ اﻓﺘﺎدم ﺗﻮ دل ﺟﻨﮕﻞ، راﺳﺖ ﺟﺎدﻩ ﺧﺎﮐﯽ رو ﮔﺮﻓﺘﻢ Rating:
شما اینجا هستید: خانه » جامعه » ماجرای وحشتناک دختری تنها که سوار ماشین شد…+18

ماجرای وحشتناک دختری تنها که سوار ماشین شد…+18

11

من با خواستگارم که دو ماه بود با هم آشنا شده بودیم کنار جنگل قرار داشتیم موبایل آنتن نمیداد و من کمی ترسیده بودم  راﻩ اﻓﺘﺎدم ﺗﻮ دل ﺟﻨﮕﻞ، راﺳﺖ ﺟﺎدﻩ ﺧﺎﮐﯽ رو ﮔﺮﻓﺘﻢ و ﻣﺴﯿﺮم رو اداﻣﻪ دادم. دﯾﮕﻪﺑﺎرون ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺗﻨﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮد.ﺑﺎ ﯾﻪ ﺻﺪاﯾﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ، دﯾﺪم .ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﯿﻠﯽ آرام وﺑﯽﺻﺪا ﺑﻐﻞ دﺳﺘﻢ واﯾﺴﺎد ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﯽﻣﻌﻄﻠﯽ ﭘﺮﯾﺪم ﺗﻮش. اﯾﻨﻘﺪر ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻩ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ اینکه ﺗﻮی ﻣﺎﺷﯿﻨﻮﻧﯿﮕﺎ ﮐﻨﻢ ﻫﻢ ﻧﺒﻮدم .. وﻗﺘﯽ روی ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻋﻘﺐ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ، ﺳﺮم رو آوردم ﺑﺎﻻ واﺳﻪ ﺗﺸﮑﺮ دﯾﺪم هیچکس ﭘﺸﺖ ﻓﺮﻣﻮن و ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺟﻠﻮ ﻧﯿﺴﺖ!!

 داﺷﺘﻢﺑﻪ ﺧﻮدم ﻣﯿﻮﻣﺪم ﮐﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﯾﻬﻮ ﻫﻤﻮﻧﻄﻮر ﺑﯽ ﺻﺪا راﻩ اﻓﺘﺎد. ﺧﯿﻠﻲ ﺧﯿﻠﻲ آروم، ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﺻﺪاﯾﻲ ﻫﻨﻮز ﺧﻮدم رو ﺟﻔﺖ و ﺟﻮر ﻧﮑﺮدﻩ ﺑﻮدم ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﻪ ﻧﻮر رﻋﺪو ﺑﺮق دﯾﺪم ﯾﻪ ﭘﯿﭻ ﺟﻠﻮﻣﻮﻧﻪ!

ﺗﻤﺎم ﺗﻨﻢ ﯾﺦ ﮐﺮدﻩ ﺑﻮد. ﻧﻤﯽﺗﻮﻧﺴﺘﻢﺣﺘﯽ ﺟﯿﻎ ﺑﮑﺸﻢ ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮر داﺷﺖ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﻃﺮف درﻩ. ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎی آﺧﺮ ﺧﻮدم رو ﺑﻪ ﺧﺪا اﯾﻨﻘﺪر ﻧﺰدﯾﮏ دﯾﺪم ﮐﻪ ﺑﺎﺑﺎﺑﺰرگ ﺧﺪا ﺑﯿﺎﻣﺮزم اوﻣﺪ ﺟﻠﻮﭼﺸﻤﻢ.

ﺗﻮ ﻟﺤﻈﻪﻫﺎی آﺧﺮ، ﯾﻪ دﺳﺖ از ﺑﯿﺮون ﭘﻨﺠﺮﻩ،اوﻣﺪ ﺗﻮ و ﻓﺮﻣﻮن رو ﭼﺮﺧﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺟﺎدﻩ. از ﺗﺮس زﺑﻮﻧﻢ ﺑﻨﺪ اوﻣﺪﻩ ﺑﻮد .

ﻧﻔﻬﻤﯿﺪم ﭼﻪ ﻣﺪت ﮔﺬﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﻮدم اوﻣﺪم وﻟﯽ ﻫﺮ دﻓﻌﻪ ﮐﻪﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ درﻩ ﯾﺎ ﮐﻮﻩ ﻣﯿﺮﻓﺖ، ﺑﺎز ﻫﻤﻮن دﺳﺖ ﻣﯿﻮﻣﺪ و ﻓﺮﻣﻮن رو ﻣﯿﭙﯿﭽﻮﻧﺪ. ﺑﺪون ﻫﯿﭻﺻﺪاﯾﻲ و ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻛﺖ اﺿﺎﻓﻲ دﻧﺪونﻫﺎم ﻛﻠﯿﺪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮد.

 ﻓﻜﺮ ﻣﻲﻛﺮدم ﻫﺮ آن ﻣﻤﻜﻨﻪ ﺳﻜﺘﻪ ﻛﻨﻢ. ﺻﺪاي ﺗﺎﻻپ ﺗﺎﻻپ ﻗﻠﺒﻢ رو ﻣﻲ ﺷﻨﯿﺪم. از دور ﯾﻪ ﻧﻮری رو دﯾﺪم و ﺑﻪ ﻧﻈﺮم اوﻣﺪ ﻛﻪ ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﯾﻪ آﺑﺎدي ﺑﺎﺷﻪ. ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻢ ﺗﺮدﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﻮدم راﻩ ﻧﺪادم. در رو ﺑﺎز ﮐﺮدم و ﺧﻮدم رو اﻧﺪاﺧﺘﻢ ﺑﯿﺮون اﯾﻨﻘﺪر ﺗﻨﺪ ﻣﯿﺪوﯾﺪم ﮐﻪ ﻫﻮا ﮐﻢ آوردﻩ ﺑﻮدم دوﯾﺪم ﺑﻪ ﺳﻤﺖ آﺑﺎدی ﮐﻪ ﻧﻮر ازش .

رﻓﺘﻢ ﺗﻮی ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ و وﻟﻮ ﺷﺪم رو زﻣﯿﻦ ﺑﻌﺪ از اﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﻫﻮش اوﻣﺪم ﺟﺮﯾﺎن رو ﺗﻌﺮﯾﻒ وﻗﺘﯽ ﺗﻤﻮم ﺷﺪ، ﺗﺎ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻮدﻧﺪ ﯾﻬﻮ در ﻗﻬﻮﻩﺧﻮﻧﻪ ﺑﺎز ﺷﺪ و دو ﻧﻔﺮ ﺧﯿﺲ اوﻣﺪن ﺗﻮ، ﯾﮑﯿﺸﻮن داد زد: هویییی! اﯾﻦ ﻫﻤﻮن اﺣﻤﻘﯿﻪ ﮐﻪ وﻗﺘﯽ ﻣﺎ داﺷﺘﯿﻢ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﻫﻞ ﻣﯿﺪادﯾﻢ ﺳﻮار ﺷﺪﻩ ﺑﻮد

 

خیانت و روابط نامشروع در سینمای ایران و جهان/فیلم

داستان بسیار وحشتناک دختر ۱۶ ساله از اجبار به تجاوز مکرر برای جهاد نکاح + فیلم و عکس

جهاد نکاح برای زنان چیست ؟ / مصاحبه با یکی از فریب خوردگان جهاد نکاح + فیلم و عکس

بیهوش کردن دختر نوجوان و تجاوز وحشتناک به او توسط راننده هوسباز

داستان رابطه نامشروع دکتر دندانپزشک با دختر جوانی که منشی او بود / دو سال است به من تجاوز می کند !

داستان عشق دو طرفه خانم معلم و دکتر تدی

داستان دکتر و … دختر جوان

داستان دختر جوان و زیبا و پسر فقیر

از فساد های اخلاقی فرح پهلوی چه می دانید ؟

گزارشی تکان دهنده از فروش زنان به عنوان برده های جنسی در اسرائیل + فیلم و عکس

 

 

مطالب پیشنهادی به شما

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 17244

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.