ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : شنبه, ۴ آذر , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۰۷:۵۵
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / جامعه, حوادث > داستان شوهر بی غیرت که شاهد تجاوز جنسی به همسرش بود / هوسرانی و شهوت دوستان ناباب

داستان شوهر بی غیرت که شاهد تجاوز جنسی به همسرش بود / هوسرانی و شهوت دوستان ناباب

داستان شوهر بی غیرت که شاهد تجاوز جنسی به همسرش بود / هوسرانی و شهوت دوستان ناباب داستان شوهر بی غیرت به گزارش نکته نیوز : این تجاوز توسـط دو مرد در حالی صورت گرفـت که شوهر ...

داستان شوهر بی غیرت که شاهد تجاوز جنسی به همسرش بود / هوسرانی و شهوت دوستان ناباب

داستان شوهر بی غیرت

داستان شوهر بی غیرت که شاهد تجاوز جنسی به همسرش بود / هوسرانی و شهوت دوستان ناباب

به گزارش نکته نیوز : این تجاوز توسـط دو مرد در حالی صورت گرفـت که شوهر این زن پس از استعمـال مواد در اتاق کناری محل تجاوز خـمار افتاده بود و توجهی به فریادهـای همسرش نکـرده بود.

داستان شوهر بی غیرت

زن جوان که به حـکم دادگاه در انتظار اجرای حکم قصاص است در گفتـگو با مددکار اجتـماعی پلیس استان مرکزی سرنوشت شوم خود را تعـریف کرد. وی گفت: چه بگویم، از کجا آغاز کنم، از کـدام غصّه برای تان بنویـسم! از نامرادی ها و تاریکـی ها، از مصایب و رنج و غم های زمانه که با خطـوط سرنوشتم عجین شده و سـخت آزرده ام ساخته است!؟ از بس قلب کوچـکم مالامال از درد ها، ناامید ی ها و لبریز از ناراحتـی ها و غم ها شده ، احسـاس می کنم که روزی این همه اندوه و درد، سرانجام محو و نابودم خواهد ساخت.

در یک خانواده ساده و معـمولی زندگی می کردم ، مادرم مرا همـیشه ایّام مورد مهر و محبّت فراوان خود قرار می داد، ولی پدرم آنـگونه که می بایست هیچگاه به اعضای خانواده ش و نظرات آنان هیـچ بهایی نمی داد و همیشه حرف ،حرف خودش بود.

داستان شوهر بی غیرت

فراز و نشیـب های گوناگون زندگی دوران کودکـی را به سرعت در بستر رویاهـای عاشقانه، پشت سر گذاشـته و به سن پانزده سالگی رسیده بودم که پدرم به اجبار و بدون انـکه هیچ نظری از من بخـواهد، در برابردریافت مقدار بسیاری پول ،من را مجبـور به ازدواج با مردی 30 ساله به نام حـمید که ازبستگان دورمان بود، کرد.

زمان همـچنان در حال گذربود و دیری نگذـشت که در گذرشـتابان روزگار، مادر لقب گرفته و صاحب فرزند پسـری به نام رضا شدم. شوهـرم از لحاظ مالی چنـدان مشکلی نداشـت و به قول معروف تا حدودی دستـش به دهانش رسیده و من هیچگاه با شرایط زند گی و شغلش مشـکلی نداشتم و این تنها ظلم و بدزبانی او همراه با ضرب و شتم ، دشنام و الفاظ رکیـک بود که زند گی ام را دگرگون و به جهنّمی ترسـناک تبدیل کرده بود.

همسرم با سایر دوستـانش به صورت شراکتی یک کار گاه تولیدی تاسـیس کرده و با یکدیگردر آنجا مشغـول به کار بودند.حمید در همان جا بود که با چند دوست نا اهل و معتاد آشـنا شده و سرانجام پس از نشـست و بر خواست های فر اوان با آنان، خودش نیز معـتاد به هیروئین شد.

بی بند و باری حمـید و دوستانش همچنان ادامه داشت تا اینکه سرانـجام اعتیاد آنقدر دامنگیر او شد که دیگر حتّی قدّرت کارکردن را نیز از دسـت داد و به شدّت مریض و زمیـن گیر شده و با بیکاری او اقتـصاد خانواده ما روزبه روز ضعیف و ضعـیفتر از گذشته شد.

داستان شوهر بی غیرت

این زن گفت: با بیکار شدن حمـید، حیران مانده بودم که چگونه می توانم زندگی خود را به پیش برده و هزینه خانواده ام را تامین کنم. به علّت رفتار نامناسب حمید و غرق شدن او در سراب اعتیاد، دیگر تمام بستگان با ما قطع رابطه کرده بودند و تنها همان دوستان نا اهل حمید بودند که همیشه به خانه ما آمده و پس از مصرف موادشان، از حمید نیز احوالی گرفته و مقداری مواد به او ترزیق می کردند تا بلکه اندکی حالش بهتر شود و دربرخی از روزها نیز دلشان به حال من و فرزندم سوخته و مقداراندکی پول، برای خرجی خانه با هزاران منّت، به من می دادند.

وی در حالی که با یاد آوری شب شوم اشک هایش سرازیر می شود، ادامه داد: آن شب طبق معمول دوسـتان حمید برای او مواد آورده و حال او نیز کمی بهترشده بود. حمید رفقایش را برای شام، شب نگه داشت و از من خواست تا برای پذیرایی آنان غذا تهیه کنم. پس از صرف شام، شوهرم به اتاق خودش رفت و من سرگرم جمع کردن ظرف ها بودم که یکی ازدوستان بی شرم همسرم دست در بازویم انداخته و سعی کرد که مرا به سوی خودش بکشد. ولی من به شدّت خود را کنار کشیده و با جدّیت با فریادی تمام به او گفتم:” به راستی تو هیچ شرم ندشته و از خدا نمی ترسی! من به مانند خواهرتو هستم! به راستی نمک به حرام، از اعمال پلید خود خجالت نمی کشی!”

درآن هنگام من هرآنچه در دستم بود، از شدّت عصبانیّت با شدت به زمین زده و خواستم برای طلب یاری به نزدهمسر همیشه خمارم بروم و او را در جریان ماجرا قرار دهم که یکی دیگر از دوستان حمید با شتاب برخاست و دراتاق را قفل کرد.

داستان شوهر بی غیرت

خلاصه کلام این که هرچه داد و فریادکردم راه به جایی نبرده و سرانجام آنان با بی حیایی با بستن دستهایم، فکر پلید خود را عملی کرده و به اجبار به من تجاوز کردند.

وی ادامه داد: آن شب من تا صبح بیدار مانده و مانند دیوانه ها پیوسته با خود حرف زده و هیچ آرام و قراری نداشتم، امّا حمید بازهم درهمان خواب ابدی خود به سربرده و گویی مرده ای بیش نبود. مثل مارهای زخمی ، جنون سراسر وجودم را فرا گرفته بود و می خواستم به هر شیوه ای که شده، زهر خود را بر وجود کثیف و عاری از غیرت حمید بریزم، به همین دلیل آمپول پر از هوا را در رگهای بی غیرتش زدم و برای همیشه او را روانه زباله دان تاریخ کردم تا هیچگاه بد اخلاقی و بی هویّتی او دروجود فرزندم جوانه نزده و هرگز غیرت و مردانگی خود را در بازارگاه دنیای مادی و زودگذر به مانند پدرش برای نامردان زمانه به حراج نگذاشته و همواره از کیان و حریم خانواده خود پاسداری کند.

پس از به قتل رسیدن حمید، خانواده او به تشخیص دادگاه، سرپرستی و کفالت پسرم همایون را برعهده گرفته و ناباورانه او را از من جدا کردند و من نیز اکنون چند سالی است که در پشت میله های نامهربان وعبرت آموز زندان، روزها را یکی پس از دیگری با تلخی فراوان، در بستر کابوس قصاص پشت سر گذاشته و همواره تنها به بخشش پروردگاری که پیدای ناپیدا و توبه پذیر بی همتاست،امید بسته ام.

داستان شوهر بی غیرت

نظر کارشناس روانشناسی، مشاوره و مددکاری اجتماعی:
به راستی ازدواج های اجباری به دلیل عدم عشق و علاقه طرفین به یکدیگر و حتی تنفر از هم در بیشتر مواقع به سردی و جدایی می انجامد. به همین دلیل توجه دختر و پسر و والدینشان برای جلوگیری از وقوع چنین ازدواج هایی لازم و ضروری می باشد.

یکی از بهترین شیوه ها برای شناخت فرد مورد نظر به منظور ازدواج، مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش در تعامل اس بی تردید، شیوه برخورد فرد با اعضای خانواده و پدر و مادر، می تواند شاخصی از رفتار آینده او دربستر یک ارتباط صمیمانه باشد.

داستان شوهر بی غیرت

غیرتمند بودن نیز یکی از ویژگی های مردان برای ازدواج محسوب می شود اما غیرتی که در حد تعادل باشد و از آن خارج نگردد. به همان میزان که زندگی با مرد بی غیرت سخت و گاه غیر ممکن است زندگی با مردی که به بهانه غیرت در همه چیز افراط کرده و همسر و فرزندانش را تحت شدیدترین فشارها قرار می دهد نیز غیر ممکن است. به همین دلایل است که توجه به وجود این ویژگی در حد تعادل در فرد مقابل قبل از ازدواج و در جریان مراسم خواستگاری لازم و ضروری می باشد.

در واقع در دین مبین اسلام تأکید بر غیرت مردان تنها در دایره محرمات و واجبات است. غیرتِ مرد در جایی که خدای متعال غیرت به خرج نداده است نه تنها حُسنی ندارد بلکه عین زشتی و بی ادبی است.

داستان شوهر بی غیرت,داستان تجاوز جنسی,داستان های سیکسی,داستانن سیکسی بیغیرت,خاطره واقعی سیکسی,داستان همسرم,داستان همسر جینده,داستان ,داستانهای خانوادگی,داستان جنسی ,