ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : دوشنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۰۳:۵۹
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / فرهنگ > خاطرات شهیدزاده قمی و راه بی بازگشت تاریخ اجتماعی ایران

خاطرات شهیدزاده قمی و راه بی بازگشت تاریخ اجتماعی ایران

شهید زاده کارمند ارشد وزارت خارجه ایران و سفیر در عراق در زمان قرارداد 1975 در این کتاب شرحی از زندگی خود در قم و تهران به دست داده و ضمن آن اوضاع اجتماعی ایران ...

خاطرات شهیدزاده قمی و راه بی بازگشت تاریخ اجتماعی ایران

شهید زاده کارمند ارشد وزارت خارجه ایران و سفیر در عراق در زمان قرارداد 1975 در این کتاب شرحی از زندگی خود در قم و تهران به دست داده و ضمن آن اوضاع اجتماعی ایران را طی سالهای 1310 – 1360 بیان کرده است.

مرحوم شهید زاده را چند بار در قم دیدم. یک بار در خدمت برخی از اساتید از جمله مرحوم افشار و شفیعی کدکنی به باغچه ایشان رفتم. روشن بود که خاطرات فراوان دارد، به ویژه که در زمان انعقاد قرارداد میان ایران و عراق در سال 1975، همان که صدام آن را پاره کرده و جنگ را علیه ایران آغاز کرد، سفیر ایران در عراق بود. بعدها دیدم خاطرات خود را از آن رویداد مهم و بسیاری از مسائل دیگر نوشت.

… و اما کار اخیر ایشان که شرحی از زندگانی خود با تأکید بر بیان تاریخ نیم قرن ایران از حوالی 1310 تا 130 است، با توجه قلم روان و دیدگاه های وی در باره اوضاع اجتماعی و فرهنگی، خواندنی و سودمند است. بسیارند کسانی که زنگی پرتلاطمی دارند، اما قلم نگارش آن را ندارند، یا اگر دارند، از حافظه خوبی بهره مند نیستند.

شهید زاده قمی بود و دو سال تحصیل وی در مدرسه حکیم نظامی قم، سبب شده است تا خاطراتی از این شهر هم گفته شود. وصف وی از تهران در دوره تحصیلش در آستان شهریور بیست و مدارسی که در آنها درس خوانده نیز خواندنی است. وی سپس از شهریور بیست و انقلابی که در ایران رخ داد، انقلابی که در طول این دهه اتفاق افتاد سخن گفته و آن را حقیقتا یک انقلاب دانسته که همه چیز ایران عوض شد. با این حال از نجابت ایرانی یاد کرده است که با تمام آن رخدادها و قحطی ناشی از جنگ، هیچ گاه به جان هم نیفتادند و دزدی و هیزی به صورت یک رویه در نیامد.

بیان اوضاع تهران در آن روزها، اشغال ایران توسط انگلیسی ها و روس ها و تأثیری که روی اخلاقیات مردم گذاشت، به تناسب در بخش های مختلف آمده است. شرحی هم از اوضاع عشقی این دوره خود و جوانان به دست داده و مناسبات دختر و پسری را که مقدمه آشنایی ها و ازدواج ها بود بیان کرده است.

ورود به دانشکده حقوق و تحصیل در آن و مسائل جاری و استادان این دانشکده از دیگر مسائلی است که وی شرحی از آنها به دست داده است. گفتنی است که خاطره نویسی وی همراه با نوعی اظهار نظر در مسائل اجتماعی، تحلیل و تعلیل برخی از مشکلات و همین طور مقایسه وضعیت آن روزگار با زمانه حاضر، یعنی سالهای دهه هفتاد است.

زندگی در تهران، در محله ای خاص با مسائل خاص محلی از چیزهایی است که چند بار وی را وادار کرده تا در باره ویژگی های آن محلات سخن بگوید و روحیات همسایگان را وصف کند، و از آنان که خوشش آمده یا آنان که بی توجه از کنارشان گذشته است، سخن بگوید. رفتن به وزارت خارجه و سپس رفتن به اولین مأموریت و احساسی که داشته و به ژنو رفته، زندگی او را متفاوت کرده است.

وی پس از سالها زندگی در کشورهای مختلف، عاقبت به زندگی ساده اش در شورآباد یا همان قم باز می گردد و این زندگی ساده را انتخاب می کند، برخلاف بسیاری از کارمندان وزرات خارجه که بعد از انقلاب به خارج از کشور رفتند یا اگر آنجا بودند، ماندند و نیامدند.

در پایان یادی از دوستان اهل قلم کرده است. ایرج افشار (ص 309) عبدالله انوار، اسلامی ندوشن، پرویز اتابکی، ثمین باغچه بان، ایرج پزشکزاد، رسول پرویزی، ابراهیم تیموری، خلیل خلیلزاد، ابراهیمی دینانی، غلامعلی سیار، شفیعی کدکنی، محمود صناعی، نصرالله فلسفی، مرتضی کاخی، خسرو معتضد، اصغر مهدوی، احسان نراقی و حافظ جاوید.

/6262

دانلود دانلود