ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور در برنامه حالا خورشید Reviewed by Momizat on . ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور *لطفا ابتدا از اتفاقی که برای شما در «حالا خورشید» روی داد توضیح بدهید.  بعد از آن ماجراها گفتید دلی ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور *لطفا ابتدا از اتفاقی که برای شما در «حالا خورشید» روی داد توضیح بدهید.  بعد از آن ماجراها گفتید دلی Rating: 0
شما اینجا هستید: خانه » خواندنی » ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور در برنامه حالا خورشید

ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور در برنامه حالا خورشید

ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور

ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور
*لطفا ابتدا از اتفاقی که برای شما در «حالا خورشید» روی داد توضیح بدهید. 
بعد از آن ماجراها گفتید دلیل از حال رفتنتان فشارها بوده است، چه فشارها و استرس هایی
باعث شد که این اتفاق رخ دهد؟

– آن اتفاق چند بار دیگر هم برای من رخ داده است و دوستان اورژانس در جریان پرونده من هستند. چند بار هم در
دفتر کارم دوستان مراجعه کرده بودند و یک بار هم در هتل آزادی در حین اجرا این اتفاق افتاد که ما مهمانانی هم
از کره داشتیم و من مجری برنامه بودم.

*آن دقایق را در برنامه به خاطر دارید که به دلیل خستگی از حال رفتید یا مساله دیگری در میان بود؟
– بله آن چند ثانیه آخر را به خاطر دارم که اتفاقا تاکنون درباره اش حرف نزده ام. آن چند ثانیه آخر
خنده ام گرفته بود چون شنیده بودم کسی که فوت می کند در لحظات آخر همه زندگی اش برایش مرور
می شود و برای من هم همین اتفاق رخ داد و کل زندگی ام مثل یک فیلم جلوی چشمانم آمد حتی تصویر پدرم که
سال ۷۶ درگذشت و بسیاری از صحنه های دیگر را دیدم.ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور

ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور

ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور

خودم بارها فیلم را دیدم و یادم می آید آن چند ثانیه آخر نمی دانستم چه می گویم. می دانستم که روی
فشار آنتن هستم و بعد خنده ام گرفت که چقدر جالب که زندگی قرار است اینگونه تمام شود و ما در این
دنیایی که در چند ثانیه تمام می شود دنبال چه می گردیم.حتی زمانی هم که به اورژانس رفتم و چشمانم
باز شد دوباره خندیدم و برایم جالب بود که هنوز نمرده ام و زنده هستم.ماجرای بیهوش شدن رضا رشـیدپور

*شب قبل اتفاق را به خاطر دارید؟ آیا فشاری به شما وارد شده بود؟

– شب قبل شب عجیبی بود. ما در این دفتر با قطعی برق مواجه شدیم و پلی بک های برنامه که
آماده شده اما ذخیره نشده بودند با قطعی برق پریدند. من آن زمان عصبانی شده بودم و از بچه ها پرسیدم
که چرا بک آپ نداریم. حدود چهار صبح سمت منزل رفتم کمی دراز کشیدم و بعد دوباره به برنامه رفتم.

*برای بعضی هم این اتفاق باورکردنی نبود و می گفتند همه ماجرا نمایش بوده است. فکر می کنید چرا؟
– من قضاوتی درباره اینها ندارم مگر اینکه سندی داشته باشند. اگر برای کسی بیمارستان، پزشک، اورژانس و…
باورپذیر نباشد من حرفی ندارم. مردم را دوست دارم و هرکسی هرچه گفته برایم محترم است.

*فکر می کنید فضای گفتگوهای تلویزیونی با چهره ها به ساختارهای جدیدتری نیاز دارد؟
– صد درصد نیاز دارد، استایل گفتگو در رسانه از ساده ترین تا سخت ترین نوع برنامه سازی را
شامل می شود و اکنون ساده ترین شکل آن در حال تولید است. من بیشتر به ادامه «حالا خورشید» و
تولید «دید در شب» فکر کردم و به چنین برنامه های گفتگومحوری در تلویزیون نیندیشیده ام.

*چقدر ممکن است این گفتگوها فشار و استرس برای شما در پی داشته باشد؟
– من بیشترین فشارها را در برنامه های گفتگومحورم نه از جانب مدیران تلویزیون بلکه از بیرون دریافت کردم.
به طور مثال یک وزیر، یک مدیر یا حتی مخاطب این بازخوردها و فشارها را وارد می کرد و اصلا
فکر می کنم ما باید ظرفیت ساخت چنین برنامه هایی را در جامعه هم گسترش دهیم.

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 51

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.