ناحیه اصلی منو
ناحیه منو

| سایت خبری نکته نیوز

امروز : چهارشنبه, ۱ آذر , ۱۳۹۶ ، ساعت : ۲۲:۱۲
مکان فعلی شما : صفحه اصلی / خانواده, فرهنگ, مذهبي > آماری شوک‌آور برای جامعه

آماری شوک‌آور برای جامعه

به ظاهر شنیدن اخبار تلخ درباره کودکان کار و تداوم بی‌سروسامانی این پدیده و حاشیه‌های آن در جامعه بس نیست که پدیده تازه رونمایی شده ازدواج کودکان هم به آن افزوده شده است؛ حال هر ...

به ظاهر شنیدن اخبار تلخ درباره کودکان کار و تداوم بی‌سروسامانی این پدیده و حاشیه‌های آن در جامعه بس نیست که پدیده تازه رونمایی شده ازدواج کودکان هم به آن افزوده شده است؛ حال هر از چند گاهی یک مسئول در تأیید و تشکیک در آمار ازدواج پسران و دختران در سنین نوجوانی سخن گفته و قول پیگیری می‌دهد، ولی در عمل حتی هیچ تکذیبی هم منتشر نمی‌شود تا خاصیت تسکین داشته باشد!


ازدواج زودهنگام

در شرایطی که افزایش سن ازدواج و نابهنگام شدن زمان ازدواج در کشورمان می‌رود که تبدیل به معضلی حل ناشدنی شود، مدتی است، اخبار نوعی دیگر از ازدواج نابهنگام هم سر و صدای بسیاری به پا کرده و حتی تبلیغات منفی زیادی برای کشورمان به همراه آورده است؛ شنیدن «ازدواج کودکان» در کشورمان، حکم از آن سوی بام افتادنی را دارد که وفق قانون بدون احراز شرایط، غیرقانونی بوده و با برخورد انتظامی روبرو خواهد شد؛ اما چه می‌توان گفت، هنگامی که اخبار این رویداد منتشر شده و البته تکذیب نمی‌شوند؟! از زمستان سال گذشته که وقوع پنج واقعه ازدواج دختران زیر ده سال در استان هرمزگان توسط مدیر سازمان ثبت احوال این استان رسانه‌ای شد تا اواخر خرداد ماه امسال که مدیر هم سمت وی در استان تهران برخی آمار و ارقام زاد و ولد، ازدواج و سایر مسائل مربوط به مجموعه زیر نظرش را در سال گذشته تشریح کرد، کمتر از نیم سال گذشت اما ظاهرا برای تبدیل شدن ازدواج دختران به یک هیاهوی رسانه‌ای، انتشار آمار تهران نیاز بود نه شهرستان‌های هرمزگان! مدیرکل ثبت احوال استان تهران گفت:در سال 90، 75 دختر یا پسر که کمتر از 10 سال داشته‌اند ازدواج کرده‌اند، 3929 دختر و پسر 10 تا 14 ساله پای سفره عقد نشسته‌اند و 19237 عروس و داماد 15 تا 19 ساله‌ها بودند.

همچنین سازمان ثبت احوال اعلام کرده است در سال 85، 33 هزار و 383 دختر زیر 15 سال ازدواج کردند که این میزان در سال 1389 به 43 هزار و 459 مورد رسید.

قطعا شما نیز تعجب کردید که چرا در استان تهران با وجود این همه به ظاهر ترقی این کار انجام می شود؟!!

 ازدواج كودكان زیر10 سال  ثبت می شود؟!! علی‌اكبر محزون، مدیركل آمار، اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال، اظهار داشت: 

ازدواج‌ كودكان زیر 10 سال در كشور پس از مراجعه به دادگاه و طی كردن فرآیند قانونی و با اخذ مجوز از دادگاه به ثبت می‌رسد. لذا این ازدواج‌ها فرایندی را بر پایه مراحل قانونی می‌پیماید و سازمان ثبت احوال تنها آمار ازدواج‌هایی را که زیر سن قانونی انجام می‌شود، در دست دارد، چراکه این ازدواج‌ها در دفا‌تر ثبت ازدواج و طلاق سازمان ثبت اسناد به ثبت رسیده و سپس بنا بر قانون یک نسخه از اعلامیه ازدواج به سازمان ثبت احوال بازتاب داده می‌شود.

فرشید یزدانی، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان،افزایش آمار را در مقوله طلاق در این محدوده سنی نیز کارآمد دانسته و می‌گوید: بنا بر آمار ثبت احوال در سال 89، 42 هزار ازدواج کودکان ده تا چهارده سال به ثبت رسیده و به دنبال آن، طلاق و جدایی نیز در میان کودکان افزایش داشته است؛ از سال 84 تا 89 نزدیک 45 درصد ازدواج و طلاق در میان کودکان افزایش یافته و آمار سال 89 نشان می‌دهد که 37 هزار کودک ده تا هجده سال مطلقه و بیوه در کشور وجود دارد

نگاه روان شناختی به ازدواج کودکان

بررسی‌ها حکایت از آن دارد که ازدواج کودکان در سنین پایین بیشتر مربوط به خانواده‌هایی است که با مشکلاتی همچون فقر و اعتیاد و کم سوادی درگیر هستند و به دلیل اینکه این ازدواج‌ها پیش از رسیدن کودک به بلوغ فکری صورت می پذیرد، کودک را با دنیایی از نیازها و انتظارت برآورده نشده مواجه می‌کند که به مرور اثرات روحی و روانی در فرد می‌گذارد. دختران کودکی که در سنین پایین مجبور به ازدواج شده‌اند به دلیل آنکه نتوانسته‌اند دوران کودکی و نوجوانی خود را به درستی طی کنند به مرور زمان دچار بیماری روحی و روانی می‌شوند، از خودکشی، فرار از خانه، روی آوردن به روسپیگری و افزایش کودکان مطلقه در جامعه به عنوان آسیب‌های ازدواج کودکان می توان نام برد. در برخی از شهرستان‌ها که دختران با مردان پیر و سن بالا ازدواج می‌کنند، مسلم است که از لحاظ جسمی آسیب‌پذیر خواهند بود و از سوی دیگر به خاطر ضعف قوای جسمانی در مردان سالخورده، این دختران جوان برای رفع نیاز جنسی خود رو به مردان جوان می‌آورند که از آن به عنوان روابط فرا زناشویی یاد می‌شود.

ازدواج

ازدواج‌های زودرسی که بیوه‌های زیر هجده سال به بار می‌آورد

فرشید یزدانی، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان،افزایش آمار را در مقوله طلاق در این محدوده سنی نیز کارآمد دانسته و می‌گوید: بنا بر آمار ثبت احوال در سال 89، 42 هزار ازدواج کودکان ده تا چهارده سال به ثبت رسیده و به دنبال آن، طلاق و جدایی نیز در میان کودکان افزایش داشته است؛ از سال 84 تا 89 نزدیک 45 درصد ازدواج و طلاق در میان کودکان افزایش یافته و آمار سال 89 نشان می‌دهد که 37 هزار کودک ده تا هجده سال مطلقه و بیوه در کشور وجود دارد.

آماری شوک‌آور برای جامعه

تأیید وقوع ازدواج زودهنگام و به ویژه ازدواج هفتاد و پنج دختر و پسر با سن کمتر از ده سال از این روی عجیب است که ماده 1041 قانون مدنی ایران مصوب سال 1313 کمترین سن ازدواج دختران را پانزده سال و پسران را هجده سال تعیین کرده بود؛ اما این ماده در اصلاحات سال 61 مغایر شرع تشخیص داده‌ شد تا این که سال 1379 مجلس شورای اسلامی تلاشی برای تغییر صورت داد و پس از مخالفت شورای نگهبان، مصوبه مجلس به مجمع تشخیص مصلحت راه یافت و سرانجام در تیر ماه 1381 این گونه تغییر یافت: «عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن سیزده سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن پانزده سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.»؛ به عبارتی بهتر، تنها راه وقوع قانونی این ازدواج‌ها، حکم دادگاه است که معمولاً برای صدور آن با پزشکی قانونی هم مشورت می‌شود، ولی همه این بایدها و اجبارها هم نمی‌تواند ابهامات مرتبط با ازدواج کودکان در پایتخت کشورمان را توجیه کند.

این آمار در شرایطی بیان می‌شد که ظاهراً جامعه هیچ پیش زمینه برای شنیدن آن نداشت، چرا که آمار تفکیکی سال‌های قبل به این میزان نبوده و به تبع آن به این شدت رسانه ای نشده بود تا شنیدن آن برای برخی حکم شوک داشته و این گونه به نظر برسد که پدیده‌ای نو در حال وقوع است!

حرف آخر….

آیا آمار و ارقام ارائه شده اساسا درست نیست؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا کسی به مقابله با جوسازی ‌های رقم خورده برای کشورمان نمی‌پردازد و اگر پاسخ منفی است، آیا همگی با مجوز دادگاه صورت گرفته و قابل دفاع است یا تخلفی در حال وقوع است که از دید مسئولان پنهان مانده؟

دختران کودکی که در سنین پایین مجبور به ازدواج شده‌اند به دلیل آنکه نتوانسته‌اند دوران کودکی و نوجوانی خود را به درستی طی کنند به مرور زمان دچار بیماری روحی و روانی می‌شوند، از خودکشی، فرار از خانه، روی آوردن به روسپیگری و افزایش کودکان مطلقه در جامعه به عنوان آسیب‌های ازدواج کودکان می توان نام برد

مگر نه این که پذیرش این آمار (چه شرعی باشد اما قانونی نشده باشد و چه هر دو شرط را داشته باشد) به معنی محروم شدن برخی از افراد جامعه از تحصیل بوده و به دنبال آن، فقر آموزشی رخ داده و سلسله معضلات بعدی به دنبال آن به وقوع می پیوندد؛ پس چگونه است که مشکلی به این اندازه وسیع (به آمار چند صد هزار نفری پسران و دخترانی که در سنین تحصیل ازدواج کرده اند دقت کنید) تا کنون نامکشوف مانده است؟

در شرایطی که جامعه با افزایش سن ازدواج، خطر تجرد قطعی برای زنان، تشکیل خانواده‌های تک نفره، طلاق و مسائلی از این دست رو به رو بوده و عملا راهکاری برای ترغیب بیشتر جوانان به ازدواج یافت نشده است، شنیدن اخباری از این دست نشانه چیست؟ فقر، بی سوادی یا …؟

راهکار برای حل مشکل ازدواج کودکان کوتاه مدت و دراز مدت است

درست است که در قانون منعی برای ازدواج در سن پایین نداریم .اما همه دستگاه ها  بالاخص کمیسیون قضایی باید به این موضوع بپردازند و برای حل این معضل باید حرکت منسجمی داشته باشند . راهکار برای حل مشکل ازدواج کودکان کوتاه مدت و دراز مدت است.

دراز مدت همان تغییر قانون است و کوتاه مدت آن است که در دادسراها بخشنامه ای از سوی قوه قضاییه داده شود که دقت بیشتری بر روی این موضوع داشته باشند و در شرایط خاص اجازه این کار را بدهند و سازمان ثبت و احوال باید از ثبت چنین ازدواج هایی خودداری کند.